<*برو بابا تازه داريم حال مي کنيم*>اگر مي خواهين تبليغات کنيم شما بايد يک نظر در جديدترين نوشته بدين ="بابا مخلصيم به مولا- تموم شد - چرند و پرند آنکه در پاسخ دادن شتاب کند، پاسخ را درنيابد . [امام علي عليه السلام]
3 چرند و پرند 4

+ تموم شد (يکشنبه 16/4/1387 :: ساعت 1:59 عصر )

رفيقش ازش ميپرسه: چيرو نگاه ميکني؟ ترکه ميگه: ايلده ازش آب ميچيکه ولي معلوم نيست کجاش سوراخه!






به ترکه ميگن يک معما بگو، ميگه اون چيه که زمستونا خونه رو گرم ميکنه تابستونا بالاي درختو؟! يارو هرچي فکر ميکنه جوابشو پيدا نميکنه، ميگه: نميدونم، حالا بگو چيه؟ ترکه ميگه بخاري!  يارو کف مي‌کنه، ميگه: باباجان بخاري زمستونا خونه رو گرم ميکنه ولي تابستونا چه جوري بالاي درختو گرم مي‌کنه؟  ترکه ميگه: بخاريِ! ; خودمه دوست دارم بگذارمش بالاي درخت!






  عبود و جاسم مغازه تخم مرغ فروشي باز ميکنن، رو تابلوش مينويسن: عبود ، جاسم، تخم مرغ... محصولي از کون مرغ






ترکه ادعاي ميغمبري ميکرده،رفيقاش بهش ميگن: بابا همينجوري که نميشه! بايد بري چهل روز بشيني تو غار، تا از خدا برات وحي بياد. خلاصه ترکه ميره، دو روز بعد با دست و پاي شکسته و خوني مالي برميگرده!  رفيقاش ميپرسن: چي شده؟! ترکه ميگه: ايلده ما رفتيم تو غار، يهو جبرئيل با قطار اومد!






 به ترک ميگن يه معما بگو،‌ ميگه: اون چيه که درازه،‌ زرده، موزه؟!






 غضنفر يه نفر رو تو خيابون ديد و پرسيد: شما علي پسر ممدآقا پاسبان نيستي که توي ابهر سر کوچه چراغي مأمور بود؟ پسر گفت: چرا! غضنفر گفت: ببخشيد! عوضي گرفتم.






 دکتر از ديوانه پرسيد: تو رو براي چي به تيمارستان آوردند؟ ديوانه گفت: بدون هيچ دليلي، فقط به خاطر اينکه من معتقدم جوراب نخي خيلي بهتر از جوراب نايلون هست. دکتر گفت: اين که دليل نشد، منم معتقدم جوراب نخي بهتر از جوراب نايلون هست. ديوانه گفت: چه جالب! راستي شما جوراب نخي رو با سس سفيد مي‏خوريد يا با سس گوجه فرنگي؟






 ترکه تصادف ميکنه، ملت علاف ميريزن دورش و شروع ميکنن نظر کارشناسي دادن. بالاخره بعد يک مدت افسر راهنمايي مياد، منتها اونقدر ملت هرکدوم واسه خودشون چرت و پرت ميگفتن که صداي افسره به جايي نميرسيده. ترکه شاکي ميشه، داد ميزنه: ساکت.. ساکت... ايلده ديگه اينجا کسي جز جناب سروان حق گه خوردن نداره!


 جکهاي کف بر


عربه زنشو براي زايمان برده بوده بيمارستان.بعد ار يه مدت يه پرستاره اروم مياد ميگه:يه خبر بدي براتون دارم.متاسفانه بچه عقب افتادست! عربه ميگه: ولک شيشتاشون از جلو افتادن هيچ گهي نشدن. بزار اين هفتمي از عقب بيوفته شايد يه گهي شد!!!






يه روز مسابقه ميزارن هر کي بتونه يه خر و هم بخندونه هم گريه اونو در بياره!!هيشکي نميتونه!!!. يه عربه مياد هم مي خندوندش هم گريشو در مياره ازش ميپرسن چطوري اين کارو کردي؟!! ميگه بهش گفتم ماله من از ماله تو بزرگتره!!!خره خندش گرفت!!بعد در اوردم بهش نشون دادم گريش در اومد!!






 





¤ نويسنده: Mohammad & Mostafa

Image and video hosting by TinyPic

ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[16/4/1387- 1:59 ع] تموم شد
[16/4/1387- 1:59 ع] ا
[16/4/1387- 1:58 ع] حال کردين
[16/4/1387- 1:56 ع] تقصير من نيست تقصير جايي که کش رفتم
[16/4/1387- 1:55 ع] 9
[16/4/1387- 1:54 ع] 8
[16/4/1387- 1:53 ع] چ1
[16/4/1387- 1:53 ع] چ
[16/4/1387- 1:52 ع] جک
[16/4/1387- 1:50 ع] يزره جک وکمي حال گيري
[11/4/1387- 8:19 ع] 1_3
[آرشيو شده ها]

»» منوها
[ RSS ]
[خانه]
[درباره من]
[ارتباط با من]
[پارسي بلاگ]
بينندگان عزيز امروز: 13
بازديد ديروز: 25
مجموع بازديدها: 9800

»» درباره خودم

»» پيوندهاي روزانه

»»فهرست موضوعي يادداشت ها

»» آرشيو نوشته هاي قبلي

»» لوگوي خودم


»» اشتراک در وبلاک

نام:

ايميل:

 

»» دوستان من

»» لوگوي دوستان من

»» وضعيت من در ياهو

»» آهنگ وبلاگ