<*برو بابا تازه داريم حال مي کنيم*>اگر مي خواهين تبليغات کنيم شما بايد يک نظر در جديدترين نوشته بدين ="بابا مخلصيم به مولا- ا - چرند و پرند و از او پرسيدند امير مؤمنان خود را چگونه مى‏بينى ؟ فرمود : ] چگونه بود آن که در بقايش ناپايدار است و در تندرستى‏اش بيمار ، و از آنجا که در امان است مرگ به سوى وى روان است . [نهج البلاغه]
3 چرند و پرند 4

+ ا (يکشنبه 16/4/1387 :: ساعت 1:59 عصر )

اين هم باحاله
زنه تو خيابون داشته لنگ لنگان راه ميرفته، لوطيه بهش ميگه: خدا بد نده آبجي؟! زنه ميگه: ‌خدا بد نداده، خودم بد دادم!






روي بيلبورد زده سيو همان سيب است ترک ميگه دروغ ميگه من خوردم صابون بود






يه روز يه ترکه داشته با دوست دخترش تو پارک ميرفته يهو دختره ميگه اي واي بابام داره مياد حالا چيکار کنيم ترکه با خونسردي ميگه ايلده بگو داداشمه






 


جکهاي باحال
يه روز يه ترکي يه ميخي سروته توي ديوار مي کوبيده هرکاري مي کرده تو نمي رفته يه ترکه ديگه رد مي شده مي گه همين کارا کردي مي گن ترکا خرن ترک اولي مي گه چکار کنم ترک دومي مي گه ميخ از طرف نوک تيزش تو ديوار مي زنن نگاه بکن اين نوک تيزش عقبشه پس مال ديوار اونبريه






دو کيلو متريرشت نوشته از غيزت خود بکاهيد






به يک گوسفنده ميگن آرزوت چيه ؟ميگه آرزو دارم اگر سوار وانت شدم جلو سوار بشم






ترکه مي ره امريکا وساختمانهاي چندين طبقه را مي بينه و مي گه ماشاالاه ترک هم ترک امريکا که اجر را اين همه بالا پرت مي کنه






 به ترکه ميگن شيري يا روباه ميگه مگه خر چشه






  يارو تهرونيه ميره مشهد حرم امام رضا، يک نامه بلند بالا هم مينويسه که آره امام رضا جون، پنج ميليون پول ميخوام، يک ماشين ميخوام، يک زن رديف ميخوام و خلاصه يک صفحه پر ميکنه، زيرشم مينويسه: يا امام رضا، اگه اينا رو نميدي، بزن مارو بکش راحتمون کن. خلاصه نامه رو ميندازه تو، بعد يک دقيقه نگاه ميکنه به آسمون، ميبينه يکي از گلدسته‌ها داره ميافته روش! بدبخت پشماش ميريزه و خودشو پرت ميکنه يک طرف و خلاصه با هزار بدبختي جاخالي ميده. بعد که خطر رفع شد بلند ميشه داد ميزنه: جسارته يا امام رضا، بگمونم نامه رو پشت و رو گرفتي






 بعد از سالها جعبة سياه تانکي که حسين فهميده رفته بود زيرش رو پيدا ميکنن، توش آخرين جملات حسين ضبط شده بود که ميگفته: "...حاجي جون مادرت هل نده،...ده حاجي هل نده! نامرد، آخه اين همه نارجک و کوفت و زهرمار بهم بستي، يک وقت بلا ملا سرم مياد.... حــــــــاجـــــي!






ترکه خودشو ميزنه به کوچة علي چپ، گم ميشه






 يه روز يه ترکه ميره مهموني، صاحبخونه يه سگ داشت که اسمش جو بوده. سگه ميره زير صندلي ترکه ميشينه. يهو ترکه بد جوري گوزش ميگيره. با خودش فکر ميکنه که اگه بگوزه، صاحبخونه فکر ميکنه که جو گوزيده. ترکه يه کم از گوزشو ول ميکنه، صاحبخونه سريع به جو گفت: جو برو تو حياط. ولي جو تکون نخورد. ترکه که خيالش راحت شده بود که مي‌افته گردن جو با خيال راحت تمام گوزشو ول کرد. صاحبخونه يهو داد زد: جو، حتما ميخواي اين آقا رو سرت برينه!






  مزاحمه زنگ ميزنه خونه يه ترکه، ميگه: ببخشيد گوشي دستتونه؟ يارو ميگه: بعله. ميگه: خوب پس بيزحمت بکنيدش تو کونتون! ترکه شاکي ميشه و قطع ميکنه. سه چهار ساعت بعد باز مزاحمه زنگ ميزنه همون خونه، ميگه: ببخشيد گوشي دستتونه؟ ترکه مياد تيز بازي در بياره، ميگه: نه! مزاحمه با صداي متجب ميگه: يعني هنوز توکونتونه!





 ترکه يه تيکه يَخو گرفته بوده بالا، ‌داشته خيلي متفکرانه بهش نگاه مي‌کرده.

¤ نويسنده: Mohammad & Mostafa

Image and video hosting by TinyPic

ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[16/4/1387- 1:59 ع] تموم شد
[16/4/1387- 1:59 ع] ا
[16/4/1387- 1:58 ع] حال کردين
[16/4/1387- 1:56 ع] تقصير من نيست تقصير جايي که کش رفتم
[16/4/1387- 1:55 ع] 9
[16/4/1387- 1:54 ع] 8
[16/4/1387- 1:53 ع] چ1
[16/4/1387- 1:53 ع] چ
[16/4/1387- 1:52 ع] جک
[16/4/1387- 1:50 ع] يزره جک وکمي حال گيري
[11/4/1387- 8:19 ع] 1_3
[آرشيو شده ها]

»» منوها
[ RSS ]
[خانه]
[درباره من]
[ارتباط با من]
[پارسي بلاگ]
بينندگان عزيز امروز: 13
بازديد ديروز: 25
مجموع بازديدها: 9800

»» درباره خودم

»» پيوندهاي روزانه

»»فهرست موضوعي يادداشت ها

»» آرشيو نوشته هاي قبلي

»» لوگوي خودم


»» اشتراک در وبلاک

نام:

ايميل:

 

»» دوستان من

»» لوگوي دوستان من

»» وضعيت من در ياهو

»» آهنگ وبلاگ