<*برو بابا تازه داريم حال مي کنيم*>اگر مي خواهين تبليغات کنيم شما بايد يک نظر در جديدترين نوشته بدين ="بابا مخلصيم به مولا- چ1 - چرند و پرند هان ! دشمن ترينِ مردم نزد خدا، کسي است که سنّت امامي را سرمشق خود قرار مي دهد ؛ امّا کردارش راسرمشق خود قرار نمي دهد . [امام سجّاد عليه السلام]
3 چرند و پرند 4

+ چ1 (يکشنبه 16/4/1387 :: ساعت 1:53 عصر )

آمريکاييه ميزنه زير گزيه
ميگن چي شد؟ ميگه : آخه اون روز ديگه من نيستم.
نوبت ژاپنيه ميشه ميگه خدايا چند سال ديگه ما به آخر تکنولوژي ميرسيم؟
خدا ميگه 150 سال ديگه
اونم ميزنه زير گزيه
ميپرسن چي شد ؟ ميگه آخه اونروز ديگه من نيستم.
نوبت ترکه ميشه ترکه از خدا ميپرسه خدايا چند سال ديگه ما ترکا آدم ميشيم؟
خدا ميزنه زير گريه
ميگن چي شده؟
خدا ميگه آخه اون روز ديگه من نيستم....


اين هم باحاله


به ترکه ميگن يه دختر پاک و معصوم و نجيب سراغ داري؟ ميگه: آره، شبي هفت تومن!






روي دروازه قزوين نوشتن: پشت‌گرمي شما مايه دلگرمي ماست






مزاحمه زنگ ميزنه خونه يه بابايي، ميگه: ببخشيد گوشي دستتونه؟ يارو ميگه: آره، ميگه: پس بي‌زحمت بکنيدش تو کونتون! چند روز بعد دوباره زنگ ميزنه خونه همو ن بابا، دوباره ميگه: ببخشيد گوشي دستتونه؟ يارو مياد تيز بازي دربياره، ميگه: نه! مزاحمه ميگه: اَااا... پس از تو کونتون درش بياريد؟!






رشتي مياد تهران بچه‌دار مي‌شه، اسم بچه‌شو مي‌ذاره هديه تهراني


 


نترکي!


نامه مامان غضنفر به غضنفر!!


 


 


 

گضنفر جان سلام! ما اينجا حالمام خوب است. اميدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد. اين نامه را من ميگويم و جعفر خان کفاش برايد مينويسد. بهش گفتم که اين گضنفر ما تا کلاس سوم بيشتر نرفته و نميتواند تند تند بخواند،‌ آروم آروم بنويس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند
وقتي تو رفتي ما هم از آن خانه اسباب کشي کرديم. پدرت توي صفحه حوادت خوانده بود که بيشتر اتفاقا توي 10 کيلومتري خانه ما اتفاق ميافته. ما هم 10 کيلومتر اينورتر اسباب کشي کرديم. اينجوري ديگر لازم نيست که پدرت هر روز بيخودي پول روزنامه بدهد. آدرس جديد هم نداريم. خواستي نامه بفرستي به همان آدرس قبلي بفرست. پدرت شماره پلاک خانه قبلي را آورده و اينجا نصب کرده که دوستان و فاميل اگه خواستن بيان اينجا به همون آدرس قبلي بيان
آب و هواي اينجا خيلي خوب نيست. همين هفته پيش دو بار بارون اومد. اوليش 4 روز طول کشيد ،‌دوميش 3 روز . ولي اين هفته دوميش بيشتر از اوليش طول کشيد
گضنفر جان،‌آن کت شلوار نارنجيه که خواسته بودي را مجبور شدم جدا جدا برايت پست کنم. آن دکمه فلزي ها پاکت را سنگين ميکرد. ولي نگران نباش دکمه ها را جدا کردم وجداگانه توي

¤ نويسنده: Mohammad & Mostafa

Image and video hosting by TinyPic

ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[16/4/1387- 1:59 ع] تموم شد
[16/4/1387- 1:59 ع] ا
[16/4/1387- 1:58 ع] حال کردين
[16/4/1387- 1:56 ع] تقصير من نيست تقصير جايي که کش رفتم
[16/4/1387- 1:55 ع] 9
[16/4/1387- 1:54 ع] 8
[16/4/1387- 1:53 ع] چ1
[16/4/1387- 1:53 ع] چ
[16/4/1387- 1:52 ع] جک
[16/4/1387- 1:50 ع] يزره جک وکمي حال گيري
[11/4/1387- 8:19 ع] 1_3
[آرشيو شده ها]

»» منوها
[ RSS ]
[خانه]
[درباره من]
[ارتباط با من]
[پارسي بلاگ]
بينندگان عزيز امروز: 13
بازديد ديروز: 25
مجموع بازديدها: 9800

»» درباره خودم

»» پيوندهاي روزانه

»»فهرست موضوعي يادداشت ها

»» آرشيو نوشته هاي قبلي

»» لوگوي خودم


»» اشتراک در وبلاک

نام:

ايميل:

 

»» دوستان من

»» لوگوي دوستان من

»» وضعيت من در ياهو

»» آهنگ وبلاگ